هنگام کار با سیستمهای سیمکشی برق، تعداد اندکی از قطعات به اندازهی ترمینالهای کابلی اساسی و در عین حال بهطور مکرر نادیده گرفتهشده هستند. این اتصالدهندههای کوچک اما حیاتی، بهعنوان رابط بین یک رسانا و نقطهی اتصال عمل میکنند و میزان قابلیت اطمینان جریان عبوری از مدار را تعیین مینمایند. آیا شما در حال طراحی یک پنل کنترل صنعتی، نگهداری یک تابلوی توزیع یا مونتاژ هارنسهای سیمکشی خودرو هستید، توانایی تشخیص تفاوتهای بین انواع و ابعاد رایج ترمینالهای کابلی برای اطمینان از ایمنی و عملکرد مناسب، ضروری است.

بازار طیف گستردهای از ترمینالهای کابل ارائه میدهد که هر یک برای انواع خاصی از رساناها، محدودههای ولتاژ، روشهای نصب و شرایط محیطی طراحی شدهاند. در صورت عدم درک روشن از تفاوتهای موجود بین انواع مختلف، مهندسان و تکنسینها در معرض خطر استفادهی نادرست قرار میگیرند که ممکن است منجر به افزایش مقاومت تماس، خرابی زودرس یا حتی خطرات الکتریکی شود. این راهنما تحلیلی ساختارمند از رایجترین انواع ترمینالها و استانداردهای اندازهگیری آنها ارائه میدهد تا تصمیمگیری در زمینه انتخاب، عمدی و نه مبتنی بر حدس و گمان باشد.
نقش عملکردی ترمینالهای کابل در سیستمهای الکتریکی
اهمیت ترمینالهای کابل فراتر از اتصال ساده
اتصالدهندههای کابل تنها قطعات مکانیکی برای محکم کردن نیستند. آنها تماس فلزی به فلز را بهصورت گازبسته یا فشرده فراهم میکنند که اکسیداسیون در محل اتصال را به حداقل میرساند، هدایت الکتریکی پایدار را در طول زمان حفظ میکند و ثبات مکانیکی را در برابر لرزش یا چرخههای حرارتی تضمین مینماید. کیفیت و نوع اتصالدهندههای کابل مورد استفاده بهطور مستقیم بر قابلیت اطمینان بلندمدت کل مجموعه الکتریکی تأثیر میگذارد.
در محیطهای صنعتی، انتخاب نادرست اتصالدهندههای کابل میتواند باعث توقف قابل توجه تجهیزات شود. اتصالهای شل یا خوردهشده گرما تولید میکنند، مقاومت الکتریکی را افزایش میدهند و در بدترین موارد میتوانند منبع اشتعال قرار گیرند. به همین دلیل مهندسان باید نهتنها اندازه، بلکه نوع اتصالدهنده را نیز با شرایط خاص کاربرد مربوطه تطبیق دهند؛ از جمله اینکه نصب در محیط داخلی یا خارجی انجام میشود، ثابت یا متحرک است، و اینکه آیا محیط حاوی رطوبت، مواد شیمیایی یا تنشهای مکانیکی است.
درک نقش اتصالدهندههای کابلی به نیازمندیهای انطباق نیز گسترش مییابد. اکثر استانداردهای نصب الکتریکی به انواع خاصی از اتصالدهندهها و روشهای نصب آنها ارجاع میدهند؛ بنابراین داشتن دانش تفکیککننده در این زمینه نیز یک مهارت نظارتی محسوب میشود. انتخاب اتصالدهندههای کابلی مناسب اطمینان حاصل میکند که مجموعه مورد نظر، گواهیهای لازم از جمله استانداردهای IEC، UL یا CSA را برآورده میکند.
پارامترهای کلیدی که اتصالدهندههای کابلی را تعریف میکنند
هر اتصالدهنده کابلی با مجموعهای از پارامترهای قابل اندازهگیری مشخص میشود: محدوده سطح مقطع هادی، ولتاژ نامی، جریان نامی، ماده عایق، ماده تماس و فناوری اتصال. این پارامترها در مجموع، مناسببودن اتصالدهنده را برای کاربرد خاصی تعیین میکنند. سطح مقطع هادی معمولاً بر حسب میلیمتر مربع (mm²) یا شماره سیم آمریکایی (AWG) بیان میشود و تطبیق آن با اندازه واقعی سیم، اساسیترین الزام در انتخاب ابعاد مناسب است.
مقادیر ولتاژ و جریان نامی، حد بالایی محدودیتهای عملیاتی ترمینالهای کابل را به کاربر نشان میدهند. عبور از این مقادیر منجر به شکست عایقی یا گرمشدن بیش از حد تماس میشود. ماده عایق از نظر مقاومت در برابر دما و سازگاری شیمیایی اهمیت دارد، در حالی که ماده تماس — معمولاً مس، برنج یا انواع آبکاریشده با قلع — بر مقاومت در برابر خوردگی و کیفیت تماس تأثیر میگذارد.
فناوری اتصال، که ممکن است پیچی، فنری یا قلابی (کریمپ) باشد، ویژگیهای مکانیکی و الکتریکی ترمینالهای کابل را بیشتر مشخص میکند. هر فناوری دارای الزامات نصب و پروفایل نگهداری خاص خود است که در بخشهای بعدی بررسی خواهیم کرد.
انواع رایج ترمینالهای کابل و ویژگیهای متمایزکننده آنها
ترمینالهای حلقهای و چنگالی (شمعی)
ترمینالهای حلقهای از شایعترین انواع ترمینالهای کابلی در کاربردهای صنعتی و خودرویی هستند. این ترمینالها در یک سر خود دارای یک زبانهٔ دایرهای هستند که روی یک پیچ یا مهره قرار میگیرد و اتصالی مکانیکی محکم ایجاد میکند که در برابر نیروهای کششی مقاومت میکند. ترمینالهای حلقهای زمانی ترجیح داده میشوند که اتصال باید در شرایط لرزش پایدار باقی بماند، زیرا حلقهٔ بسته از قطع اتفاقی اتصال حتی در صورت شلبودن جزئی فستنر جلوگیری میکند.
ترمینالهای شاخهای یا چنگالی ساختاری مشابه دارند، اما به جای حلقهٔ بسته، دارای یک شاخهٔ باز هستند. این طراحی امکان نصب و بازنشانی ترمینال را بدون شلکردن کامل یا برداشتن فستنر فراهم میکند و بنابراین در کاربردهایی که نیاز به نگهداری یا تنظیم مکرر دارند، راحتتر هستند. با این حال، نسبت به ترمینالهای حلقهای استحکام کمتری در حفظ اتصال دارند که این امر یک جبرانپذیری است که باید هنگامی که تنش مکانیکی مورد توجه است در نظر گرفته شود.
هر دو نوع ترمینال کابلی حلقهای و فورک در نسخههای عایقدار و غیرعایقدار موجود هستند. نسخههای عایقدار معمولاً از جعبههای رنگی استفاده میکنند—قرمز برای سایزهای کوچک، آبی برای سایزهای متوسط و زرد برای رساناها با سایز بزرگتر—که امکان تشخیص سریع و بصری سایز را فراهم میکند. این سیستم رنگبندی در سطح بینالمللی استاندارد شده و بهطور گسترده در صنایعی که بهطور منظم از ترمینالهای کابلی استفاده میکنند، پذیرفته شده است.
ترمینالهای پین و فرول
ترمینالهای پین، که بهنام ترمینالهای فرول یا جعبههای انتهایی نیز شناخته میشوند، عمدتاً برای استفاده با رساناهای سیمبندیشده طراحی شدهاند که باید در داخل بلوکهای ترمینال پیچی یا فنری قرار گیرند. با فشار دادن (کریمپ کردن) یک جعبه فلزی دور انتهای رسانا، ترمینالهای کابلی سبک پین، رشتههای سیم را بههم متصل کرده، از پراکندگی آنها جلوگیری میکنند و انتهای سیمی تمیز و یکنواختی ایجاد میکنند که دقیقاً در بازشوی بلوک ترمینال جای میگیرد.
ترمینالهای کابلی فرول در کاربردهایی که از ترمینالبلوکهای قفلشونده با فنر استفاده میشود، اهمیت ویژهای دارند؛ زیرا رشتههای شل ممکن است از مکانیزم قفل عبور کرده و کیفیت تماس را کاهش دهند. در سیستمهای اتوماسیون صنعتی و سیمکشی پنلهای کنترل، استفاده از فرولها تقریباً اجباری است تا نصبی از رده حرفهای انجام شود. همچنین این قطعات از جدا شدن رشتههای منفرد و ایجاد اتصال کوتاه در محیطهای سیمکشی متراکم جلوگیری میکنند.
مانند انواع حلقهای و شاخهای، ترمینالهای کابلی فرول نیز از قراردادهای رنگی برای تعیین اندازه پیروی میکنند. رنگ حلقه عایقدار متناظر با سطح مقطع هادی است و به نصبکنندگان امکان میدهد تا بهسرعت بررسی کنند که اندازه صحیح انتخاب شده است. فرولها معمولاً از مس آبکارشده با قلع و با حلقه پلاستیکی ساخته میشوند و ترکیبی از هدایت الکتریکی مناسب و راحتی در دستزدن را فراهم میکنند.
اتصالدهندههای جوشی مواجههای و اتصالدهندههای گلولهای
ترمینالهای اتصال انتهایی (Butt splice terminals) برای اتصال دو هادی بهصورت سر به سر در طول یک مسیر سیم استفاده میشوند و مسیری پیوسته را بدون نیاز به جعبه اتصال یا بلوک ترمینال ایجاد میکنند. این ترمینالهای کابلی استوانهای شکل هستند و هر یک از انتهای آنها قادر به دریافت یک هادی میباشد و در مرکز خود با فشاردهی (crimping) محکم و با مقاومت الکتریکی پایین متصل میشوند. این ترمینالها بهطور گسترده در سیمکشی خودرو، قایقها و لوازم خانگی بهکار میروند که در آنها اتصالات درونخطی باید فشرده و محافظتشده باشند.
ترمینالهای گلولهای (Bullet terminals) از یک پین نر و یک سوکت مادگان تشکیل شدهاند و امکان اتصال سریع و جداسازی سریع را فراهم میکنند. این ترمینالهای کابلی در سیمکشی خودرو و وسایل نقلیه تفریحی (RV) محبوب هستند که در آنها دسترسی برای تعمیر و نگهداری مستلزم جداسازی مکرر است. پین نر گلولهای بهصورت فشاری یا با صدای «کلیک» مشخصی در سوکت مادگان قرار میگیرد و تماس الکتریکی را در شرایط عادی کارکرد تضمین میکند، در عین حال امکان جداسازی دستی را نیز حفظ مینماید.
هم اتصالدهندههای سر به سر (Butt Splice) و هم ترمینالهای کابلی گلولهای (Bullet Cable Terminals) در نسخههای عایقبندیشده با انقباض حرارتی موجود هستند که لایهای اضافی از آببندی در برابر شرایط محیطی فراهم میکنند. کُفهٔ انقباضپذیر حرارتی هنگام گرمشدن دور رسانا منقبض میشود و به عایق سیم چسبیده، سدی مقاوم در برابر رطوبت ایجاد میکند. این ویژگی آنها را برای کاربردهای بیرون از ساختمان، محیطهای دریایی یا زیرکاپوت خودرو مناسب میسازد که در آنها ترمینالهای کابلی در معرض آب و آلایندهها قرار میگیرند.
اتصالدهندههای نواری و بلوکهای ترمینال ماژولار
اتصالدهندههای نواری دستهای متفاوت از ترمینالهای کابلی هستند که بر ماژولار بودن و سازماندهی در سطح پنل تأکید دارند. به جای اتصال مستقل انتهای تکسیم، این اتصالدهندهها امکان اتصال چندین رسانا را در موقعیتهای مجاور و استاندارد در امتداد یک ریل یا برد فراهم میکنند. این فرمت بهویژه در پنلهای کنترلی، تابلوهای توزیع و سیمکشی ماشینآلات محبوب است که در آنها دهها اتصال باید بهصورت کارآمد سازماندهی شوند.
The ترمینالهای کابل در کانکتور نواری مجموعهها معمولاً فناوریهای اتصال پیچی یا فنری را پشتیبانی میکنند. در انواع پیچی، برای محکم کردن عنصر قلابگیر دور هادی از پیچگوشتی استفاده میشود؛ در حالی که در انواع فنری، از یک مکانیزم فنری داخلی استفاده میشود که پس از وارد کردن سیم، بدون نیاز به ابزار، آن را محکم نگه میدارد. ترمینالهای کابلی فنری نصب سریعتر و نیروی قلابگیری یکنواختی ارائه میدهند که این ویژگی در محیطهای تولید با حجم بالا مزیت محسوب میشود.
ترمینالهای کابلی متصلکنندهٔ بدون عایق برای دستهبندیهای ولتاژ و جریان خاصی طراحی شدهاند و اغلب در پیکربندیهای گروهی موجود هستند — یعنی چندین موقعیت ترمینال میتوانند بهصورت همزمان روی یکدیگر نصب شوند تا یک نوار پیوسته تشکیل دهند. این طراحی ماژولار به مهندسان اجازه میدهد طول نوار ترمینال را دقیقاً متناسب با تعداد اتصالات مورد نیاز تنظیم کنند، که این امر منجر به کاهش ضایعات مواد و بهبود ظاهر تابلو میشود.
درک استانداردهای اندازهگیری ترمینالهای کابلی
سیستم میلیمترمربع در مقابل سیستم AWG
اندازهگیری انتهای کابل توسط دو سیستم اصلی تعیین میشود: سیستم متریک بر حسب میلیمتر مربع (mm²) که عمدتاً در اروپا و آسیا استفاده میشود، و سیستم اندازهگیری سیم آمریکایی (AWG) که در آمریکای شمالی به کار میرود. درک رابطه بین این دو سیستم هنگام تأمین انتهای کابل از زنجیرههای تأمین بینالمللی یا انجام پروژههای چندملیتی که از هر دو استاندارد استفاده میکنند، امری حیاتی است.
در سیستم mm²، عدد نشاندهنده مساحت مقطع هادی بر حسب میلیمتر مربع است. اندازههای رایج برای سیمکشی کنترلی از ۰٫۵ mm² تا ۶ mm² متغیر است، در حالی که سیمکشی قدرت میتواند از ۱۰ mm² تا ۲۴۰ mm² یا بیشتر باشد. انتهای کابلها برای پذیرش محدودههای خاصی ساخته میشوند و استفاده از انتهای کابلی که برای هادی با اندازهی بزرگتر طراحی شده است، روی سیمی با اندازهی کوچکتر منجر به بستن ناکافی و اتصالی با کیفیت پایین میشود.
سیستم AWG به صورت معکوس کار میکند—اعداد کوچکتر نشاندهندهٔ هادیهای بزرگتر هستند. برای مثال، سایز ۴ AWG بهطور قابلتوجهی بزرگتر از ۲۲ AWG است. هنگام تبدیل بین سیستمها برای مشخصکردن اتصالات کابلی در پروژههایی که از استانداردهای مختلفی پیروی میکنند، مهندسان باید به جداول تبدیل منتشرشده مراجعه کنند و همیشه اطمینان حاصل کنند که محدودهٔ هادیهای مشخصشده برای اتصال انتخابشده، سطح مقطع واقعی سیم مورد استفاده را پوشش دهد.
تطابق اندازهٔ اتصال با نوع هادی
فراتر از سطح مقطع خام، نوع هادی—یکپارچه یا رشتهای—نیز بر انتخاب اتصال کابلی تأثیر میگذارد. هادیهای یکپارچه از یک سیم منفرد تشکیل شدهاند، در حالی که هادیهای رشتهای از چندین سیم نازک که بههم پیچیده شدهاند، ساخته شدهاند. هادیهای رشتهای انعطافپذیرتر هستند و معمولاً در تابلوهای کنترلی و تجهیزات متحرک استفاده میشوند، اما نیازمند اتصال دقیقتری هستند، زیرا رشتههای جداگانه در صورت فشردهسازی نادرست ممکن است پراکنده شده یا پاره شوند.
برای سیمهای رشتهای، انتهای کابل با پیشدرمانی فرول یا آزادسازی تنش یکپارچه توصیه میشود. برخی از انتهای کابل بهطور خاص برای جایگیری سیمهای رشتهای نازک طراحی شدهاند که تعداد بیشتری رشتهٔ جداگانه دارند و نیازمند انتهای کابلی با دهانهٔ بزرگتر در قسمت بدنه و هندسهٔ فشردگی یکنواختتر هستند. استفاده از انتهای کابلی که برای سیمهای توپر طراحی شدهاست، روی سیم رشتهای نازک تقریباً همیشه منجر به کیفیت تماس غیرقابل قبولی میشود.
ردهبندی دمایی نیز یکی دیگر از عوامل مؤثر در انتخاب اندازه است. انتهای کابل برای محدودههای دمایی عملیاتی مشخصی رتبهبندی میشوند؛ معمولاً از ۴۰-°C تا ۱۰۵+°C برای کاربردهای استاندارد، اما در محیطهای با دمای بالا مانند محفظههای موتور یا سیستمهای کنترل کوره میتواند تا ۱۵۰+°C یا بیشتر افزایش یابد. انتخاب انتهای کابل با ردهبندی دمایی مناسب از تخریب عایق جلوگیری کرده و صحت تماس را در طول عمر کل مجموعه حفظ میکند.
استراتژیهای عملی تمایزدهی برای مشخصاتبندی و تدارکات
روشهای شناسایی بصری و ابعادی
در عمل، تمایز بین انتهای کابلها اغلب با بازرسی بصری آغاز میشود. فرم فیزیکی—حلقهای، شاخهای، پینی، اتصال جفتی—بهصورت فوری قابل تشخیص است و عایقبندی رنگی بهسرعت محدوده اندازه را مشخص میکند. با این حال، شناسایی بصری بهتنهایی برای اهداف مشخصاتبندی کافی نیست. مهندسان همواره باید به صفحه دادههای سازنده مراجعه کنند تا پارامترهای نامی را پیش از انتخاب انتهای کابلها برای یک طراحی جدید تأیید نمایند.
بازرسی ابعادی با استفاده از کالیپر میتواند قطر داخلی سطل (بارل)، طول کلی و ابعاد زبانهها را تأیید کند. این اندازهگیریها، هنگام مقایسه با مشخصات فنی ذکرشده در برگه دادههای پایانههای کابلی، به تأیید این موضوع کمک میکنند که آیا قطعه موجود در انبار یا در دسترس، با شماره قطعه مورد نظر مطابقت دارد یا خیر. این امر بهویژه در سناریوهای نگهداری و تعمیر اهمیت دارد، زیرا شناسایی نادرست پایانههای کابلی از مجموعههای قدیمی ممکن است منجر به استفاده از جایگزینی نامناسب شود.
علامتهایی که مستقیماً روی پایانههای کابلی حکاکی یا چاپ میشوند نیز اطلاعات شناساییکنندهای ارائه میدهند. این علامتها ممکن است شامل محدوده سایز رسانا، رده ولتاژ، نام مواد تشکیلدهنده یا نشانهای تأیید صلاحیت باشند. آشنایی با این علامتها امکان شناسایی سریع در محل را فراهم میکند که برای تکنسینهایی که در سیستمهای پیچیده سیمکشی انجام بازرسی یا عیبیابی اتصالات الکتریکی میکنند، بسیار ارزشمند است.
منطق تصمیمگیری برای انتخاب نوع مناسب
انتخاب اتصالدهندههای کابل باید بر اساس یک توالی منطقی تصمیمگیری انجام شود که از زمینهٔ کاربرد آغاز میشود. آیا این اتصال دائمی است یا نیازمند قطع و وصل مکرر است؟ آیا محیط در معرض ارتعاش، رطوبت یا مواد شیمیایی قرار دارد؟ آیا سیمکشی در یک پنل، در یک جعبهٔ حفاظتی یا در یک لولهٔ باز نصب خواهد شد؟ هر یک از این سؤالات، نوع اتصالدهنده را پیش از اینکه حتی به اندازهٔ آن فکر شود، تعیین میکند.
برای سیمکشی دائمی در پنلها که در آنها سازماندهی و ایمنی اولویت دارند، اتصالدهندههای کابلی از نوع اتصالدهندههای نواری (Strip Connector) یا رساناهای پایانیافته با فرول (Ferrule) که در بلوکهای ترمینال نصب میشوند، معمولاً انتخاب مناسبی هستند. برای سیمکشی میدانی که ممکن است در طول تعمیر و نگهداری نیاز به قطع و وصل داشته باشد، اتصالدهندههای حلقهای (Ring Terminals) روی اتصالدهندههای پیچی (Stud Connectors) یا انواع سریعقطع گلولهای (Quick-Disconnect Bullet Types) عملکرد بهتری دارند. برای اتصال سیمها در خط (Inline Wire Joining) در محیطهای محافظتشده، اتصالدهندههای انتهایی اتصال مستقیم (Butt Splice Cable Terminals) راهحلی فشرده و قابل اعتماد ارائه میدهند.
پس از انتخاب نوع، تصمیمگیری در مورد اندازهگیری بر اساس مشخصات رسانا انجام میشود. استفاده از سطح مقطع واقعی اندازهگیریشده رسانا و تطبیق دقیق آن با محدوده رسانای نامی ترمینال، اطمینانبخش اتصال مناسب از طریق فشاردهی (کریمپ) یا بستبندی (کلمپ) است. استفاده از ترمینال کابل با اندازه کوچکتر از حد لازم بر روی رسانا منجر به آسیب دیدن عایق و تماس ضعیف میشود، در حالی که استفاده از ترمینال با اندازه بزرگتر از حد لازم باعث ایجاد شکافهایی میشود که مقاومت را افزایش داده و نفوذ رطوبت را امکانپذیر میسازد.
سوالات متداول
تفاوت بین ترمینالهای کابل عایقدار و غیرعایقدار چیست؟
ترمینالهای کابل عایقدار دارای جلیقهای از جنس پلاستیک یا نایلون روی بدنه استوانهای هستند که حفاظت اولیهای در برابر تماس تصادفی با رساناهای مجاور فراهم میکنند و تا حدی در برابر عوامل محیطی نیز محافظت مینمایند. ترمینالهای کابل غیرعایقدار از فلز خالص هستند و در مواردی استفاده میشوند که عایقبندی اضافی، لولههای انقباضپذیر حرارتی یا پوششهای محفظهای، عایق مورد نیاز را فراهم میکنند. انتخاب بین این دو نوع بستگی به نیازهای عایقبندی کاربرد و محیط نصب دارد.
چگونه بفهمم کدام اندازه از سرکابل برای سیم من مناسب است؟
اندازهٔ صحیح سرکابلها بر اساس مساحت مقطع هادی (به میلیمتر مربع یا AWG) تعیین میشود. همیشه مقطع واقعی سیم — نه قطر خارجی عایقدار آن — را با محدودهٔ مجاز هادی درجشده روی سرکابل مقایسه کنید. استفاده از جدول اندازهگیری تولیدکننده و انجام تست کریمپ قبل از تولید انبوه، از رویههای استاندارد در کارهای حرفهای سیمکشی است.
آیا سرکابلها پس از بازکردن قابل استفاده مجدد هستند؟
سرکابلهای کریمپشده عموماً بهعنوان قطعات یکبارمصرف در نظر گرفته میشوند. پس از فشردهشدن سرکابل کریمپی روی هادی، فلز بهصورت دائمی حول رشتههای سیم تغییر شکل میدهد. تلاش برای بازکردن و استفادهٔ مجدد از چنین سرکابلی معمولاً باعث آسیب به بدنهٔ آن، تخریب هندسهٔ کریمپ و ایجاد اتصالی غیرقابل اعتماد میشود. در مقابل، سرکابلهای پیچی یا سرکابلهای با قفل فنری طوری طراحی شدهاند که در طول عمر مجاز خود قابلیت چندین بار اتصال و جداسازی را داشته باشند.
چه چیزهایی را باید هنگام بررسی انتهای کابلها در محیطهای با ارتعاش شدید بررسی کنم؟
در محیطهای با ارتعاش شدید، انتهای کابلها باید از نظر تابآوری مکانیکی دارای رتبهبندی مناسب باشند. انتهای حلقهای با حلقههای کاملاً پوشیدهشده نسبت به انتهای شاخهای ترجیح داده میشوند تا از قطع اتفاقی جلوگیری شود. کیفیت فشاردهی (کریمپ) باید در مقابل مشخصات ارتفاع فشاردهی تعیینشده توسط سازنده انتهای کابل بررسی گردد، زیرا یک انتهای کابل با فشاردهی نامناسب ممکن است تحت اثر ارتعاش شل شود. علاوه بر این، ویژگیهای آزادسازی تنش و استفاده از سختافزار قفلکننده در اتصالات پیچی (استاد)، به حفظ ایمن و محکم انتهای کابلها در شرایط عملیاتی سخت کمک میکنند.